Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Sunday 5 December 2021
HOME
NEWS
ANALYSIS
INTERVIEW
POLITICS
SOCIAL
STATEMENTS
ECONOMY
SEARCH

���������� ��������


5=2+2
[ علی ناظر]
[Source: Iran's Crises – English (ICE)]


فکرکنم جرج اورول در کتاب 1984، که در بارهء هژموني دولتهاي حاکم بر سرنوشت روزمرهء شهروندان است، در گوشه اي چنين بحث مي کند که اگر براي لحظه اي، فقط براي لحظه اي، تمام داده هاي لوژيک و منطقي (2+2=4) که اصول رياضي بر آن استوار است  را ناديده بگيريم، و بعنوان داده اي پايه اي، بپذيريم که 5=2+2 است، آنوقت بسياري از جمع بندي هاي امروز اينگونه که هست، و يا تمام خواست ها و اهدافي که امروزه بر روي ميز وجود دارد، ديگر موضوعيتي نداشته، بلکه انتظار از هر مقوله مي بايستي بازبيني بشوند. بايد به مسائل به شکل ديگري نگريست.
نظردهندگاني که جنگ لبنان را مورد بررسي و تحليل قرار داده اند، گويي براي لحظه اي، فقط براي لحظه اي، به اصل پايه اي توجه نکرده، و براي پيشبرد مبحث مورد نظر خود از پيش فرض تحليلي (5=2+2) استفاده کرده، و به اين نتيجه مي رسند که حزب الله در لبنان نيروهاي مقاومت مردمي بوده اند.
در اين که حزب الله سفت و سخت جلوي اسرائيل ايستاد شکي نيست، و در اين واقعيت که حزب الله بستري اجتماعي دارد هم بحثي نيست. در اين که اسرائيل از بدو تولد تاکنون، ارمغاني براي خاورميانه به جز جنگ و تباهي نداشته هم حرفي ندارم. اما تا اينجا آن معادلهء منطقي 2+2 است که بايد بشود 4.
ولي وقتي نقش تهاجمي و فتنه گر حزب الله در منطقه را ناديده بگيريم، يعني بپذيريم که تولد اسرائيل تنش زا بوده، اما نپذيريم که تولد حزب الله هم تنش زا و فتنه آور است، به ناچار خود را در شرايط مشروط و قابل بسط و فرضي 5=2+2 گذاشته ايم.
فراتر برويم، و روشن تر به موضوع بپردازيم. در جنگ ايران-عراق، چه کساني جلوي ارتش عراق ايستادند؟ مجاهدين خلق، يا فدايي خلق؟ البته که هيچ کدام. نيروهاي مقاوم در برابر يورش سپاه بعث عراق اعضاي سپاه پاسداران و بسيج بودند. اگر مي خواهيم براي حزب الله بخاطر دفاع از لبنان هورا بکشيم، نبايد از هورا کشيدن براي حزب الله در لباس سپاه پاسداران خجالت زده بشويم. اگر معتقديم که حزب الله لبنان نيروي مقاومت مردمي است، بي شک جانباختگان اين مقاومت مردمي را بايد «شهيد» بدانيم. و به همان نسبت، تلفات جنگي ايران-عراق را هم شهداي پاسدار بخوانيم. اگر باور داريم که حزب الله به رهبري نصرالله توانست يک تنه جلوي اسرائيل به ايستد و از آنها با ستايش ياد کنيم، بايستي به شعار حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله هم تن بدهيم. مگر سپاه پاسداران و بسيج بستر اجتماعي نداشتند؟ مگر زير رگبار مسلسل ماه بعد از ماه در جبهه نبودند، مگر زير بمب باران ها جبهه را ترک کردند؟ اگر اينها ملاک تصميم گيري ما بشود، پس بايد نتيجه بگيريم که مبارزه با رژيم جمهوري اسلامي خطا اندر خطا است.
اما اگر بگوييم پيش از قبول آتش بس از سوي ارتش مهاجم صدام حسين، هر کس در جنگ ايران-عراق به خاک افتاد «شهيد» است، و پس از آن، همهء کشته هاي جبههء اين جنگ ناخواسته، اين جنگ ويران کننده، جنگ عليه منافع ملي ايران، جنگ براي بقاي رژيم جمهوري اسلامي، تلفات جنگي هستند، آنوقت است که تحليل خود را بر مبناي واقعيات بنا گذاشته ايم. تن به اين واقعيت داده ايم که پاسداران خميني، پس از سال اول، به جنگ ادامه دادند چون جنگ براي آنها «نعمت الهي» بود. حزب الله ايران بخاطر جنگ به حيات خود ادامه داد، همانطور که حملهء اسرائيل به لبنان به ادامهء حيات حزب الله لبنان ياري رساند. اسرائيل در حق حزب الله لبنان لطف کرد و نصرالله بايد شاکر اسرائيل باشد، همانطور که حملهء صدام به ايران به ادامهء حيات رژيم جمهوري اسلامي ياري رساند. انگلستان و آمريکا از صدام حمايت کردند، همانطور که اين بار از اسرائيل حمايت کردند. نتيجه اينکه در هر دو بار حزب الله برنده اصلي بود. سوال اين است که آيا آمريکا نمي دانست؟
با توجه به آنچه رئيس جمهور سوريه، بشار اسد، در تحليل از اوضاع منطقه گفت، حزب الله لبنان نيرويي است که فقط براي زدن اسرائيل شکل يافته و براي ادامهء اين هدف به موجوديت خود ادامه خواهد داد. مهم است که در اينجا تفاوت حماس و الفتح در فلسطين، با حزب الله در لبنان را در ذهن خود مشخص کنيم. ساده تر اينکه، هر نيرويي که براي دفاع و يا ضربه زدن به اسرائيل مسلح شده، لزوما دست نشاندهء ارتجاع نيست، و مانند حزب الله، اهداف توسعه طلبانهء دول ارتجاعي را نمايندگي نمي کند. تجاوز 60 سالهء اسرائيل، اشغال سرزمين فلسطين، و پيشبرد خط مشي صهيونيسم در منطقه، نه تنها محکوم است، بلکه بايد در شکل و ماهيت «تجاوز» با آن برخورد شود. درست بودن شکل و محتواي مبارزه در فلسطين، لزوما شکل و محتواي مبارزهء حزب الله را تطهير و تأييد نمي کند. ساده تر اينکه، پاسخ 2+2 و نزديک بودن (4 به 5) لزوما درست بودن معادله اي غلط را اثبات نمي کند، حتي اگر از رياضيات فازي لوژيک بهره بجوييم.
پايه هاي «منطق مبارزه با ارتجاع»، رد کليت ارتجاع در تماميت آن است، و رد ارتجاع در تمايمت آن، با اتفاقات روزمرهء سياسي-نظامي و يا اجتماعي نبايستي مورد سوال قرار بگيرد (براي روشن شدن به خط توده/اکثريت توجه شود). به همان شکل که مبارزه با جهانخواران بايد هميشگي بوده و براي نابودي هژموني جهانخواران سازماندهي بشويم. اما بايد بپذيريم که مبارزه با جهانخواران (4=2+2) در زماني منطقي است که با داده هاي موجود فورموله بشود، و نه با داده اي مجهول و مجعول(5=2+2)، در غير اينصورت در دام نگرش هاي القاعده اي، و تروريستي افتاده و نه تنها خودمان، بلکه همراهان خود را به قهقرا مي کشانيم. شکل مبارزه، تنها زماني مقبوليت دارد که از محتوايي راديکال و انقلابي برخوردار باشد، در غير اينصورت، در بهترين شق، مبارزه کردن تبديل به «شعار» دادن شده، و «چپ روي» بي مورد ما را به راست هدايت خواهد کرد.
به نظر من، مبارزه، يک پروسه است، براي رسيدن به يک هدف خلقي. اگر به اين تعريف «ساده» قناعت کنيم، بايد از خود بپرسيم که هدف حزب الله از «مبارزه» چيست؟ آيا دفاع از «منافع ملي» لبنان است؟ اگر چنين است، پس به عنوان يک نيروي «ملي» نبايستي به خارجي (رژيم ايران) وابسته باشد و خواست هاي رژيم را نمايندگي کند. اما اگر يک نيروي «ايدئولوژيک» و فرا وطني است. يعني براي اسلام عمل مي کند و در «راه خدا» شمشير مي زند (حزب «الله» است)، پس نبايستي به آن به عنوان يک نيرويي که در مقابل ارتش اشغالگر (اسرائيل) صف بندي کرده نگاه کنيم (حتي اگر تمام مردم خاورميانه به آنها به عنوان ناجي نگاه کنند و صورت نصرالله را در ماه ببينند)، بلکه بايد حزب الله را به عنوان نيرويي ارزيابي کنيم که حتي اگر اسرائيل هم حمله نمي کرد و اين جناياتي که شاهد آن بوديم رخ نمي داد، باز هم حزب الله قصد و هدف مبارزه عليه اسرائيل را داشت و هدفش «توسعه طلبي ايدئولوژيک» است. که در اين صورت، ديگر نمي توان حزب الله را نيروي «مقاومت مردمي» خواند.
به نظر من، ما در ارزيابي هايمان از مسائل، نه تنها بايد با خودمان صادق باشيم، بلکه داده ها را آنطور که هستند و نه آنطور که مي توانستند (5=2+2) باشند ارزيابي کنيم. تنها در اينصورت است که دشمن (امپريالسيم، جمهوري اسلامي، صهيونيسم،....) ضربه پذير خواهد بود.
در زير شعر و آهنگ 2+2=5 را جهت خواندن و شنيدن قرار مي دهم.
23 امرداد 1385

(We're on. Thats a nice way to start Jonny)
Are you such a dreamer
To put the world to rights?
I'll stay home forever
Where two and two always makes a five
I'll lay down the tracks
Sandbag and hide
January has April's showers
And two and two always makes a five

Its the devil's way now
There is no way out
You can SCREAM and you can shout
It is too late now
Because...
You have not been!
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention
You have not been paying attention
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention
You have not been paying attention
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention
You have not been paying attention
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention oohh
I try to sing along
But I get it all wrong
'Cause I'm not
'Cause I'm not
I swat 'em like flies but like flies the buggers keep coming back NOT
But I'm not
All hail to the thief
All hail to the thief
But I'm not
But I'm not
But I'm not
But I'm not
Don't question my authority or put me in the box
'Cause I'm not
'Cause I'm not
Oh go and tell the king that the sky is falling in
When it's not
But it's not
But it's not
Maybe not
Maybe not
 
آهنگ 2+2=5





[Posted comments]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©