Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Sunday 5 December 2021
HOME
NEWS
ANALYSIS
INTERVIEW
POLITICS
SOCIAL
STATEMENTS
ECONOMY
SEARCH

�������������� ������������


نظریه پرداز
[ علی ناظر]
[Source: Iran's Crises – English (ICE)]


عبدالکریم سروش محقق و فیلسوف و نظریه پرداز دینی، در مصاحبه ای با بی بی سی به چندین نکته اشاره می کند (برای شنیدن لطفا اینجا را کلیک کنید)، از جمله:

 

* هدف این بود که دانشگاه ها را اسلامی کنیم، و آن چیز که ضد اسلام است را بزداییم.

* وزارت اطلاعات می خواهد تمام تقصیر پاکسازی دانشگاه ها را به گردن سروش بیندازد.

* از دل دین نمی توان دموکراسی بیرون آورد، یعنی یک نظم دموکراتیک

و  ….

* " اين قصه که در ميان خيلی از روشنفکران و غير روشنفکران ما مطرح شده که دين يک امر خصوصی است، من فکر می کنم که يک خطای خيلی بزرگ است. دين هيچ وقت امر خصوصی نبوده است. امروز هم نيست. در دمکراسی ها هم نيست، در ليبرال دمکراسی هم نيست. چطور می شود دين يک امر خصوصی باشد. شما وقتی اعتقادی داريد، اين اعتقاد در تمام رفتارهای شما ديده می شود. در همين آمريکا، مردمی که به مسيحيت اعتقاد دارند هيچ وقت به رئيس جمهوری که معتقد به مسيحيت نيست، رای نمی دهند. يعنی دين اصلا امری خصوصی نيست و همه جا خودش را نشان می دهد."

 

این نکته بسیار حساس و شایان توجهی است که ایشان می فرمایند « شما وقتی اعتقادی داريد، اين اعتقاد در تمام رفتارهای شما ديده می شود.»

ایشان در این مصاحبه آنقدر ضد و نقیض گفته اند که می بایست چندین صفحه نوشت. تفسیر را می سپارم به عهده خوانندگان آگاه. تنها به یک نکته بسنده می کنم. 
مبلغ و عضو ستاد انقلاب فرهنگی، می خواهد در چند جمله ساده، حقوق خصوصی انسانها را از آنها بگیرد، به این شکل که چون باور من، در رفتار من  اثر می گذارد، و حتما در ادامه منظور این منطق این است که چون من عضوی از جامعه هستم، پس باور من می تواند در جامعه اثر بگذارد، و همچنین چون حفاظت و امنیت جامعه ارجح است، بنابراین یا باید باور من تذکیه شود (مثلا خودسانسوری، تعزیرات، ...)، و یا دائما افرادی که باورشان با باور جامعه (حاکم بر جامعه) همخوانی ندارد، می بایست زیر ذره بین قرار بگیرند.
این فیلسوف پر آوازه، برای پیشبرد این بحث ناقص، سیستم آمریکا را مثال می زند و اینکه در آنجا کسی غیر مسیحی را انتخاب نمی کند. شاید ایشان یادشان رفته که سیستم اسرائیل را هم مثال بزنند که کسی نمی تواند رئیس جمهور شود مگر اینکه معتقد به حکومت یهودیان باشد. و یا فراموش کرده مثال آفریقای جنوبی پیش از پیروزی ماندلا را بزند که سفید پوستان حق داشتند برای امنیت جامعه اجازه رأی به سیاهان ندهند؛ چرا که باور سیاهپوستان می توانست در رفتارشان اثر بگذارد، و رفتار آنها مضر منافع کل است.
جالب است که ایشان از اسلام سیاسی دفاع می کند، اما با "روحانیت که یک سنخ است" مخالفت می کند. از کروبی دفاع می کند، اما می خواهد کروبی در جرگه "روحانیت" قرار نگیرد. بگذریم.

در اینکه باور فرد بر رفتار فرد اثر می گذارد، بحث نیست. صحبت از دامنه آن اثر، و هژمونی طلبی است. خصوصی بودن باور و اعتقاد دینی در این نکته متبلور می شود که اگر بخواهیم آن را بر دیگران تحمیل کنیم، ویژگی خصوصی بودن باور به عمومی شدن آن تغییر می کند. عمومی شدن آثار دین (و باقی نماندن آثار آن باور در حوزه فرد) بی شک به حکومت اسلامی راه خواهد برد.

عبدالکریم سروش واژگان را به عمد بی معنا می کند. او در دفاع از «انقلاب فرهنگی» و اینکه چرا می خواسته دانشگاه ها «اسلامی» شوند، دست به دامان محمد – پیامبر مسلمانان، شده و می گوید که محمد هم خواهان پیشرفت علم بوده؛ و منظور او (سروش) هم از انقلاب فرهنگی چیزی نبوده به جز ارتقا دانش و علم در سطح دانشگاه ها. من هر چه سعی کردم این منطق را با اسلامی کردن دانشگاه ها رابطه بدهم نتوانستم. نه بخاطر اینکه با دین رابطه خوبی ندارم، بلکه برای اینکه با علم و دانشگاه رابطه خوبی دارم. به راستی آیا اصرار سروش برای «اسلامی» خواندن این "پروژه" چیزی بوده به جز زدودن همه آنچیز ها که ضد اسلام بودند؟ والاّ، ایشان می توانستند بگویند که هدف انقلاب فرهنگی، (مثلا) علمی کردن دانشگاه بود، پویایی آن بود، و... ظاهرا، چون ایشان به خصوصی بودن دین باور ندارند، سعی نموده بودند، و هنوز هم سعی دارند، که باور خود را بر دیگری تحمیل کنند که این خواست در «رفتارشان» خودنمایی می کند.

پیشنهاد من به ایشان و همفکرانشان این است که مفاد بیانیه حقوق بشر را مرور کنند تا شاید به ضعف منطق خود پی ببرند.

علی ناظر

17 آذر 1388

 

 





[Posted comments]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©