Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Sunday 5 December 2021
HOME
NEWS
ANALYSIS
INTERVIEW
POLITICS
SOCIAL
STATEMENTS
ECONOMY
SEARCH

������ ��������


چند خبر و چند نکته
[ علی ناظر]
[Source: سایت بحران]


تجدید دیدار: آقای موسوی و خانم رهنورد پس از هفت ماه که از آنها خبری به بیرون گزارش نمی شد در ملاقاتی با «هر سه فرزند»شان، از شرکت در انتخابات مجلس اسلامی ابراز نومیدی کردند، و خیر تعامل با اصولگرایان را به شر روبرو شدن با اعتراضات مردمی را بخشیدند. دراین دیدار آقای موسوی و خانم رهنورد تاکید کردند که «کلیه ارتباطات آنها و نیز دسترسی به روزنامه، رادیو و حتی بعضا لوازم نوشتاری قطع شده است». آقای موسوی «ضمن اظهار تعجب، هرگونه بیماری خود و خانم رهنورد را به صورت جدی تکذیب کرد.» ایشان پیش از این همگان را به «صبر…صبر…صبر…» (علیه ساختار شکنی) فراخوانده بودند.

 

بدورد با جانباختگان: سایت های وابسته به مجاهدین از جمله تلویزیون سیمای آزادی گزارش مبسوطی از مراسم خاکسپاری جانباختگان 19 فروردین 1390 در اشرف را مخابره کردند. دیدگاه، با توجه به موازین رسانه ای خود، بخشی از این گزارش را بازتکثیر کرد. شایان توجه اینکه این گزارش نزدیک به چند ماه پس از انجام مراسم مخابره می شود (ظاهرا مراسم حدودا اواخر اردیبهشت انجام شده بود).

 

انتخاب مسوول اول مجاهدین: سایت مجاهدین طی گزارش مبسوط دیگری از انتخاب خانم زهره اخیانی بعنوان مسوول اول سازمان مجاهدین برای دو سال خبر داد. مراسم این گزارش در سایت های مجاهدین و همبستگی بصورت ویدیویی قرار دارد.

 

ظاهر قضیه این است که هیچ کدام از این سه خبر به آنها که خارج از این دو طیف قرار دارند مربوط نمی شود.

 

·       آقای موسوی خیلی وقت است که «رهبری» سبز سیدی را بوسیده و به حداقلها - «صبر، صبر، صبر» - بسنده کرده است. تنها اهمیت خبر در این است که ایشان و خانم رهنورد سلامت هستند. البته در نومیدی بسی امید است. اگر در این انتخابات مجلس شرکت نکنند، شاید امیدی باشد که بتوانند برای نمایش انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، همچون نمایش قبلی، نقش آفرینی کنند.

·       شایعات رسیده پیرامون خاکسپاری، در همان زمان، حکایت از این داشت که جانباختگان در اواخر اردیبهشت به خاک سپرده شده اند. بنابراین، آنچه در چند روز اخیر گزارش شد، اهمیت «خبری» نداشت. تنها از این لحاظ اهمیت داشت که مجاهدین آن «اخبار» را رسما تأیید می کردند. بدرقه این جانباختگان با شکوه انجام شد.

·       انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین (و یا هر سازمان و حزب دیگری) حرف تازه ای نیست. واقعیت این است که هر کسی مسوول اول مجاهدین بشود، بنا به گفته خودشان، تحت مسوول خانم رجوی و آقای رجوی است. با توجه به گزارشهای سایتها و رسانه های متفاوت خبری که مصر بودند در مجاهدین «انتخاباتی» وجود ندارد، این گزارش بر یک نکته مصر بود، و آنکه در داخل مجاهدین «انتخابات» وجود دارد و این انتخابات در سه دوره (شور) انجام می شود، و اعضا می توانند «رأی» بدهند. ساده اینکه روابط درونی مجاهدین «دموکراتیک» است. واقعیت این است که روابط داخلی مجاهدین به خود مجاهدین مربوط می شود، و لاغیر.

 

برای من، بعنوان فردی نامأنوس با رسم و کارکرد تشکیلات مجاهدین، نحوه انتخاب (و بقولی انتصاب) خانم اخیانی مهم نبود، بلکه آنچه پس از این انتخاب رخ داد، توجه مرا بخود جلب کرد.

شورای ملی مقاومت طی اطلاعیه ای اعلام کرد که « دبیرکل جدید در سه مرحله و از میان ۱۱ کاندیدا با ۶۷.۵  در صد آرا برای دو سال انتخاب شد.»

در اینجا می خواهم به همین چند جمله و آنچه در گزارشهای ویدیویی دیده ام بپردازم. تکرار می کنم که من نه از رسم و رسوم درونی مجاهدین آگاهم، و نه چفت و بستی با آنها دارم، و آنچه می نویسم برآوردها و برداشتهای من از آنچه که می خوانم و می بینم است، و با دید خلص ژورنالیستی به چند نکته می پردازم:

 

·       مجاهدین منصب خانم اخیانی را «مسئول اول» خوانده اند. این بار ایدئولوژیکی دارد. اما شورای ملی مقاومت منصب ایشان را «دبیر کل» خوانده است. این بار سیاسی دارد. قاعدتا، و مرسوم است که «حزب» «دبیرکل» داشته باشد. اولین سوال این است که آیا مجاهدین در حال تغییر ماهیت از «سازمان» به «حزب» هستند؟

·       در ویدوهایی که مشاهده کرده ام، در هنگام رأی نهایی، خانم صدیقه حسینی، مسوول اول وقت مجاهدین، از حضار رأی گیری علنی میکنند. حضار متفق القول به خانم اخیانی رأی می دهند. حال آنکه بنا به همین اطلاعیه «در مرحله دوم که روز ۸شهریور۹۰ برگزار شد خانم زهره اخیانی با  67.5 در صد اکثریت آرا را کسب کرد. » برای من که با فرهنگ تشکیلاتی مجاهدین آشنا نیستم، این تناقض نامشخص است.

·       اگر در مرحله ای، 67.5 درصد (68 درصد) رأی به خانم اخیانی داده باشند، می شود نتیجه گرفت که 32 درصد مابقی یا رأی منفی داده، یا ممتنع بوده (و یا به کاندیدای دیگری رأی داده بوده اند). به هر صورت بیانگر «فراکسیون» در میان مجاهدین است. اگر این «بازی با آمار و لغات» من درست باشد، و اگر درست فهمیده باشم که چه خوانده ام، آیا می شود نتیجه گرفت که سازمان در حال تبدیل شدن تدریجی به «حزبی» است با دو «فراکسیون»؟

·       قاعدتا، آنچه در مجاهدین رخ بدهد، باید در خارج از مجاهدین هم تأثیر بگذارد. اما آیا چنین است؟ یعنی آیا بخاطر این «تغییر دبیرکل»، تغییری در کردار و گفتار و رفتار مجاهدین با خارج از خود ملموس خواهد بود؟

·       به حزب کارگر، یا محافظه کار در انگلستان بنگریم. وقتی رهبری (دبیر کل) تغییر می کند، بسیاری از خطوط و استراتژی ها تغییر می کند. تونی بلر که می رود، گوردن براون از تعداد سربازان در عراق می کاهد، و وقتی اد میلیبند می آید، خیلی از گفته ها و کرده های گوردن براون و تونی بلر را مورد سوال و انتقاد قرار می دهد. حرب کارگر دست نمی خورد، اما دبیر کل ها نظرات متفاوتی دارند. حال آنکه، خانم اخیانی در سخنرانی پذیرش این منصب، بر روی چند نکته تأکید دارند. اول اینکه خود را لایق این پست نمی دانند (نقل به مضمون)؛ که همان راهی را طی خواهند کرد که صدیقه حسینی و مژگان پارسایی پیمود؛ و بالاخره اینکه پذیرش این منصب تنها به اعتبار خانم رجوی و مسعود رجوی است. سوالی که پیش روی می ماند این است که اگر خانم اخیانی همان خواهد کرد که صدیقه و مژگان کردند، چه اصراری به تغییر مسوول اول (دبیر کل)؟ (البته اظهر من الشمس است که هر سه سرنگونی طلب و مجاهد خلق هستند و در این حوزه خانم اخیانی چون پیشینیان خواهند بود).

خانم رجوی در گوشه ای از سخنان خود تأکید دارند که:

« مسئولان اول مجاهدین مثل سایر مسئولان این سازمان پیوسته در معرض انتقاد و قضاوت تمام سطوح سازمان قرار دارند. در شرایط کنونی مسئول اول، شورای رهبری، مسئولان و معاونان بخشهای مختلف ارگانهایی هستند که بر پیشبرد و اجرای سیاستهای سازمان نظارت دارند. این هم واضح است که همه تصمیم‌گیریها در این جنبش بدون استثنا از یک پروسه تصمیم‌گیری جمعی عبور می‌کند و جز در چنین روالی هیچ تصمیمی اتخاذ نمی‌شود. به همین دلیل اعضای سازمان مجاهدین بیش از هر جنبش دیگری در تاریخ در نشستهای تصمیم‌گیری درباره موضوعات مختلف شرکت دارند. اجلاسهای شورای رهبری، مسؤلان و معاونان قسمت‌ها و بخشهای مختلف، متناسب با تحولات، گاه هر هفته یا هر ماه برگزار می‌شود. مجاهدین عمد دارند که در مورد مسایل حسّاس از‌طریق بحث و اقناع مکفی به یک نقطه‌نظر مشترک برسند. از این رو نشست‌هایشان گاه روزها و هفته‌ها بطول می‌انجامد.

در حقیقت تکیه بر رهبری جمعی و رهبری مسئولیت پذیر و قابل انتقاد، یکی از مشخصه‌های سازمان مجاهدین خلق ایران است.»

در اینجا نکات بسیاری نهفته است از جمله، دو ترم «رهبری جمعی» و «رهبر مسئولیت پذیر و قابل انتقاد» شایان توجه است، مخصوصا اگر بخواهیم از بار ایدئولوژیکی کاسته و فقط به «دبیر کل» بسنده کنیم.

 

پس از پایان مراحل انتخاباتی، خانم مریم رجوی، اعضای سازمان مجاهدین در اشرف را مورد خطاب قرار می دهند. با طرح دو سوال در ارتباط با این سخنرانی این نوشتار را به پایان می رسانم:

·       چرا رئیس جمهور دولت موقت، که دیگر عضویتی در سازمان مجاهدین خلق ندارند، باید اعضای یکی از سازمانهای شورا را مورد خطاب قرار دهد؟ آیا ایشان، با همین روش، اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق را هم مورد خطاب قرار می دهند؟

·       چرا رئیس جمهور دولت موقت که به جدایی دین از دولت ملتزم است، باید سخنرانی خود را با «بسم الله الرحمن الرحیم» و آیه ای از قران آغاز کند؟

 

علی ناظر

16 شهریور 1390





[Posted comments]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©