Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Thursday 23 November 2017
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

علی ناظر

* گامی دیگر به سوی راست میانه  علی ناظر

* اعتصاب غذا و گفتگویی دوستانه  علی ناظر

* تعهد 92  علی ناظر

* مارگزیده  علی ناظر

* ارسال ترجمه متن « مردم آزاده جهان - فراخوان برای آزادسازی گروگانها»  علی ناظر

* رنگ شکست استراتژیک رژیم  علی ناظر

* استراتژی کلان و انتظار معجزه از مجاهدین  علی ناظر

* مدیریت محترم سایت پژواک  علی ناظر

* نبردی نابرابر  علی ناظر

* از چه می ترسند؟  علی ناظر

* ما همان جمع پراکنده   علی ناظر

* در ایران فردا  علی ناظر

* دیدگاه دوباره هک شد  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پاد زهر - اسلام سیاسی (4)  علی ناظر

* از کاوه چه خبر؟  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پاد زهر - اسلام سیاسی (3)  علی ناظر

* تلاش رذیلانه، محزون و غیر اصولی  علی ناظر

* نامه ای به خواننده  علی ناظر

* تیر هوایی در جنگ زرگری  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پادزهر – اسلام سیاسی (2)  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پادزهر – اسلام سیاسی (1)  علی ناظر

* در حاشیه «اشتباه محاسبه»– «انصاف»  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – معین عمل«بختک» (بخش پایانی)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – معین عمل «فرهنگ» (9)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – مدیریت تغییر (8)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – هزینه (7)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – ارباب بی مروت، و با مروت دنیا (6)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - «اگر»های حاضر و غایب (5)  علی ناظر

* پس از 15 سال، از «فراکسیون اصلی» چه خبر؟  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – کاریسمای جنگ (4)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - «ساده سازی، شبیه سازی» (3)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – تبیین، شکل و محتوا (2)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - مفتی، مفتی (1)  علی ناظر

* فشنگ و موشک در راه خدا  علی ناظر

* انگار نه انگار  علی ناظر

* بدرود و تسلیت  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش اول-چهارم  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش چهارم - «اتهام»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش سوم - «بحران عدم اعتماد»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش دوم - «آسیب پذیری»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش اول  علی ناظر

* جبهه وسیع - بخش 1 -4  علی ناظر

* اصولی کیست؟  علی ناظر

* ناتوانی اپوزیسیون: «راه حل پيشگيرانه يا دگرديسي»  علی ناظر

* سر و ته یک کرباس  علی ناظر

* زدند و ما چیزی نگفتیم  علی ناظر

* تهاجم  علی ناظر

* پیام روشن و نهفته موشک کاتیوشا  علی ناظر

* بدهکار  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، طرح اروپا (حاشیه 1)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، طرح اروپا (بخش چهارم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، و طرح اروپا (پخش سوم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف و طرح اروپا (بخش دوم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، و طرح اروپا (بخش اول)  علی ناظر

* کمر غول  علی ناظر

* خبر خوب؟  علی ناظر

* رضا پهلوی و «نافرمانی مدنی»  علی ناظر

* حرمت قلم  علی ناظر

* والسلام؟  علی ناظر

* ناجی  علی ناظر

* «عجیب» و «غریب»  علی ناظر

* ارزیابی ناقص از سی سال مبارزه  علی ناظر

* سلام گرگ بی طمع نیست  علی ناظر

* «علی ناظر، مرز سرخ تو کجاست و چیست؟»  علی ناظر

* با خودمان جدی باشیم  علی ناظر

* چند خبر و چند نکته  علی ناظر

* جدا کردن «سر» از «بدنه»  علی ناظر

* مدل چهارم  علی ناظر

* سخنی با اساتید و صاحبان کرسی  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش چهارم  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش سوم  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش دوم  علی ناظر

* «تروریست»ها (بخش اول)  علی ناظر

* زنده باد آزادی، زنده باد دموکراسی  علی ناظر

* آقای رئیس جمهور اوباما  علی ناظر

* مرز سرخ  علی ناظر

* نیم درصدی، خس و خاشاک، زردک و خرس ها  علی ناظر

* رکن چهارم در جبهه خلق  علی ناظر

* معضل میز  علی ناظر

* گردهمایی 18 ژوئن  علی ناظر

* فصلی تازه  علی ناظر

* آن صدای بی صدا  علی ناظر

* پوزه بند  علی ناظر

* این «پیروزی قضایی» نیست  علی ناظر

* سینه زنهای گورکَن  علی ناظر

* یاری رسانی برای پیشگیری از تکرار «سربرنیتسا»  علی ناظر

* اگر مالکی ککی در تنبان ندارد...  علی ناظر

* اگر مالکی ککی در تنبان ندارد...  علی ناظر

* نگاهی به پیام دکتر کریم قصیم  علی ناظر

* نگاهی به پیام دکتر کریم قصیم  علی ناظر

* پاسخ صلیب سرخ
به نامه 330 «انسان» «مستقل»
  علی ناظر

* بحران انقلابي ، فروپاشي، يا سرنگوني؟  علی ناظر

* آزادي بيان در فرهنگ رب النوعي  علی ناظر

* چشم انداز و نقش رسانه ها بر مبناي يک تحليل«گام بعدي»  علی ناظر

* مذهب ستیزی یا مذهب زدایی  علی ناظر

* تشدید بحران یا کنترل بحران؟  علی ناظر

* جنگی آزادیبخش برای صلحی پایدار  علی ناظر

* نظام ايدئولوژيک - تضاد تئوري و پراتيک  علی ناظر

* یک خبر مهم، یک برخورد سرد - (آذر 87)  علی ناظر

* تعيين تکليف حقوقي مجاهدين  علی ناظر



اشتباه محاسبه – تبیین، شکل و محتوا (2)
[ علی ناظر]
[منبع: سایت بحران]


 لطفا برای مطالعه بخش اول «اشتباه محاسبه - مفتی، مفتی» به سایت شخصی من (بحران) مراجعه کنید (http://www.irancrises.net).

 در این سلسله نوشتار،بررسی کلیه «فاکتها» نه بخاطر مچ گیری و درگیری ذهنی و یا ناچیز تلقی دادن مساله، بلکه تنها هدف، «تنزل» «حتی المقدور» «درصد تلفات» است.
برای رؤیت «نمودار» همراه، با کیفیت بالاتر، لطفا روی فایل پ.د.اف کلیک کنید

  آقای رجوی در 5 ابان 91 می گویند «یک وقت داریم ما از مکانیسم ها صحبت می کنیم، یک وقت داریم یک چیزی را تبیین و تحلیل می کنیم. مکانیزمش را من الان نمی دانم. اول، باید آدم از تبیین رد بشود، بعد در یک تحقیق علمی و منطقی برود سراغ مکانیزم ها.»

 به سوال اول ایشان بر می گردیم. اگر رژیم پای جنگ بیاید، آیا سرنگون می شود؟
پاسخ آقای رجوی و یارانشان مثبت است «چون رژیمش را می دانیم که خیلی پوسیده است».

برای پرهیز از «اشتباه محاسبه» لازم است که کمی به عقب برگردیم و معنا و رابطه «تبیین»، «شناخت» و «مکانیزم» را بازگو کنیم. به نظر من نمی توان یک مقوله ای را تبیین کرد، مگر اینکه از آن مقوله «شناخت» داشته باشیم. نمی توان «تبیین» کرد، مگر اینکه «قواعد» کار تعریف شده باشد. تعریف قواعد هم تنها از عهده «علم» بر می آید. آقای رجوی در سلسله گفتار خود «تبیین» (جلد 5 ص18)، می گویند که «علم تنها به مسائلی میتواند پاسخ بدهد که در حیطه  ی تجربه باشد... مسائلی که جنبه ی آرمانی، ارزشی و تبیینی دارند، تماما در حیطه ی فلسفه هستند». از آنجا که سوال فوق که آقای رجوی مطرح کرده اند، جنبه فلسفی و خلص نظری ندارد، بلکه مقوله ای است «مادی»، پاسخ به سوال را باید در حوزه «علم» جستجو کرد.

 بنابراین و در اینجا، واژه تبیین را باید در دستگاه «بیان روشن و واضح» داده ها و فاکتها، بر مبنای «شناخت» ما از «تجارب» پیشین تعریف کرد. راهکارهای پیشین، دستاوردهای پیشین، و البته شناخت از «نقاط ضعف» و «نقاط قوت» پیشین، همگی می توانند به «تبیین» آنچه می خواهد انچام بپذیرد (و البته هدف)، یاری برساند.

 در کتابچه «روش (فن) صحیح تفکر چگونه است؟» از جزوات آموزشی مجاهدین چاپ 1358 (ص9)، چنین آمده است «"طرح و فهم درست سوال نصف جواب است."» و ادامه می دهد: «در این رابطه ما نخست باید دریابیم و مشخص کنیم که موضوع فکر ما یعنی چیزی که میبایست در باره آن فکر کنیم، یا باصطلاح سوژه مورد نظر ما از چه مقوله ای است. و به عبارت دیگر بکدام بخش از واقعیت تعلق دارد؟ روشن است که این تشخیص ابتدا، بصورتی کلی بعمل می آید.... تا به روشنی تعیین کنیم که با کدام بخش از واقعیت سروکار داریم. مقولات عام و کلی، بخشهای خاص و جزئی تر را در بر می گیرند.» بنابراین رهنمود، گام اول، «تشخیص سوژه» است. در گام دوم «"ارزیابی و صلاحیت" باید واقع گرایانه صورت گیرد و نبایست با دید مطلق گرایانه به مساله نگاه کرد». گام سوم روش درست فکر کردن «تعیین هدف» است. «نباید در ابهام حرکت کنیم بلکه باید بروشنی دریابیم که بدنبال چه هستیم» (ص12) جزوه ادامه می دهد «باید به ترتیبی صحیح عمل کرد و قانون و روش کلی را متناسب با آن مرحله بکار بست». این جزوه گام چهارم را «ارزیابی معلومات» تعیین می کند. «باید ببینیم که برای رسیدن به این هدف چه چیزهایی در دست است... باید مجهولات را بر اساس معلومات و با استفاده از آنها کشف کنیم، اینها عناصری هستند که بدون آنها قادر به تفکر نخواهیم بود» جزوه در تعریف «تجزیه» ادامه می دهد «باید عناصر متشکله، وجوه و جنبه ها و تضاد های اصلی و فرعی و رابطه علت و معلولی آن با دیگر پدیده های محیط و نیز روابط متقابل عناصر متشکله درونی آن را بشناسیم» این جزوه یادآوری می کند که «آشنایی هرچه بیشتر با قانون "تضاد"، کار ما را در جریان تفکر بسیار تسهیل می کند و بآن جنبه علمی می بخشد»، و تأکید دارد که «این قوانین، حاکم بر تحول پدیده های مادی هستند... موضوع تفکر هرچه باشد، یا مستقیما یک مابه ازاء عینی دارد و یا به طرزی پیچیده و غیر مستقیم با واقعیت عینی در رابطه می باشد». و نهایتا نتیجه می گیرد که «تفکر ما برای رسیدن به شناخت صحیح از موضوع و یا از هر یک از جنبه های متشکله موضوع، چه جریان و چه مراحلی را بایست طی کند؟».

 برای این منظور «باید معلومات و اطلاعات (فاکتهای) موجودمان را جمع آوری و در صورت لزوم (در رابطه با پدیده های پیچیده) آنها را دسته بندی... و بر اساس آنها پاسخی ابتدائی برای سوال پیدا کنیم (فرضیه)»

 در جزوه آموزشی دیگری، «رهنمودهایی در باره کار ایدئولوژی» چنین می آید «در مواردی "نمی دانیم" و یا "نمی توانیم بدانیم" گفتن، نشانه ی اوج خردمندی است، و الا معلوم می شود، که با یک خودبینی بطلمیوسی، خود را به غلط در مرکز کائنات پنداشته، و به این ترتیب توانمندی ذهنی و فکری بشری را، با نادیده گرفتن حدود و ابعاد آن، لوث و مبتذل ساخته ایم» (ص 44). در همانجا به لنین ارجاع کرده که می گوید «نه، می دانیم و نه، می توانیم بدانیم، زیرا شرایط دانستن را نداریم...» این جزوه چنین نتیجه گیری می کند «با هشیاری در برابر تهدیدات زیان بار و آسیب زننده، درصد تلفات، حتی المقدور تنزل می کند».

 حال به سوال اول برمی گردیم. می دانیم که رژیم خیلی پوسیده است. اما این، فقط و فقط یک «فاکت» است، و نه بیشتر. اما چنانکه در بالا آمد، برای «شناخت علمی» باید تمام «فاکت ها» را بررسی کرد. بررسی کلیه «فاکتها» نه بخاطر مچ گیری و درگیری ذهنی و یا ناچیز تلقی دادن مساله، بلکه تنها هدف «تنزل» «حتی المقدور» «درصد تلفات» است.

 فاکتها

 جزوه «شناخت» مجاهدین (انتشار 1/2/1355)، با چنین جمله ای آغاز می شود «شناشائی صحیح منشأ عمل و اقدام صحیح است». در این باره 4 نکته را برجسته می کند: اصول سمت یابی، تشخیص نقاط ضعف در خود، شناخت از علم مبارزه و علل شکست مبارزات گذشته خودمان، و تحلیل مسائل اجتماعی.

 فاکتها به نظر من، می بایست در این 4 مقوله مورد ارزیابی قرار بگیرند. لیست کردن فاکتها، نه تنها به تدوین و تحلیل «مکانیزم»، بلکه به «تبیین» هدف، یاری می رساند. جزوه «شناخت» رهنمود می دهد که «شناسایی صحیح به ما نشان می دهد که چه راهی را انتخاب کنیم» (ص2).

 در رابطه با سوال آقای رجوی، لازم است از خود بپرسیم که از چه چیزی می خواهیم شناخت صحیح داشته باشیم؟ طبیعتا، آن پدیده و سوژه ای که مورد نظر ما است. در اینجا «جنگ» است که می خواهد به سرنگونی رژیم منتهی شود. مطمئنا منظور ایشان مبارزه قهرآمیز چریک شهری نیست، بلکه «جنگ کلاسیک» به معنی اخص کلمه است؟

حال برای شناسایی (اولیه) «فاکتها» چند سوال مطرح می شود:

منظور از «جنگ» چیست؟ آیا منظور «جنگ» است یا «نبرد»؟ برای من این دو واژه با هم متفاوت هستند. نبردهای متعدد یک جنگ را تشکیل می دهند. بطور مثال، عملیات پیروزمند چلچراغ یک نبرد بود. به همین دلیل، پیروزی در آن نبرد نتوانست رژیم را سرنگون کند، چرا که اهداف آن تاکتیکی بود، و نه استراتژیک. با توجه به این مثال، دو باره به این سوال می پردازم که منظور از جنگ چیست؟ هویت این جنگ چیست؟

 

در (نمودار بالا) مدل های متفاوت بررسی شده اند. آیا منظور از جنگ، حمله هوایی محدود، برای انهدام تأسیسات اتمی است؟ آیا حملات هوایی نا محدود، برای انهدام تأسیسات اتمی، و پایگاه های موشکی در نظر است؟ آیا حملات هوایی نامحدود، همراه با پیاده کردن نیروی زمینی است؟ و.... نقش آفرینی و رابطه بین یکانها با این «جنگ» عمدا در نظر گرفته نشده است.

در اینجا، هر کدام از این «جنگ» ها، بازتاب ها، راندمان ها، و سرانجامی ویژه و مشخص خود را دارد.

در همین چارچوب، به سوال دیگری بر می خوریم، زمانبندی برای این «جنگ» چند روز، هفته، ماه، و یا سال در نظر گرفته شده است؟

 در نتیجه، حمله هوایی محدود برای چه مدت؟ حمله هوایی محدود، از چه کانال و با استفاده از حریم فضایی چه کشوری؟ حمله هوایی محدود، برای چه مدت، از چه کانالی، و توسط چه کشوری؟ حمله هوایی محدود، برای چه مدت، از چه کانال هایی، و توسط چه کشورهایی؟

هدف از مطرح کردن این پرسش ها، تعیین مکانیزم نیست، بلکه تبیین یک «عمل» است. می خواهیم این «عمل» را بشناسیم تا بتوانیم «عکس العمل» را تبیین کنیم (هنوز به مکانیزم نپرداخته ایم). می خواهیم بدانیم، بررسی کنیم، مکاشفه کنیم که چه «عملی» می خواهد انجام شود، تا بتوانیم بگوییم که چه «نتیجه» ای پیش خواهد آمد.

شناخت، و برداشت صحیح از داده ها (فاکت ها)، به ما در تنظیم درست بین شکل و محتوا یاری می رساند. لیکن، بدون پرداختن به طبیعت و ویژگی های یک «عمل»، نمی توان به «شناخت» درستی از آن عمل رسید. بدون شناخت، نمی توان «ظرف» مناسب برای محتوایی که می خواهیم در آن «ظرف» نگاهداری کنیم، را تهیه کرد.

با توجه به این نکات، و برای دوری از «اشتباه محاسبه»، و با توجه به فراخوان آقای رجوی به جوانان در داخل، برای «برپا» خواستن، و تشکیل «یکان» های ارتش آزادی، و در چارچوب تنظیم و هماهنگی «شکل و محتوا»، اولین سوال این است که آیا ظرف لازم برای سازماندهی، ساماندهی و به سرانجام رساندن پیروزمندانه این «یکان»های نوپا وجود دارد؟ رابطه این «یکان»های نوپا، با مقوله «جنگ»، و دخالت بیگانگان چه خواهد بود؟ با توجه به رهنمود جزوه «شناخت» که در بالا اشاره شد، پرداختن به نکات مبهمی چون: سمت و سوی این «یکان» ها چیست؟ نسبت کیفیت نقاط ضعف و نقاط قوت کدام است؟ تحلیل از مبارزات و علل شکست مبارزات گذشته، با توجه به شناخت فاکتهای مداخله گر و رئال پلیتیک چیست؟ و بالاخره، چگونگی تحلیل مسائل که به این فراخوان انجامید در رابطه با تحلیل های دهه 60 و 80، راه را برای تبیین (بیان روشن و شفاف) سوژه («جنگ») هموار می کند.

 آقای رجوی در سلسله سخنرانی ها پیرامون «تبیین» (1358)، «کیفیت» را چنین تعریف می کنند «به تعیین درونی اشیاء و پدیده ها می گویند کیفیت، یعنی مجموعه ای از خواص نسبتا پایدار که وسیله ی فرق گذاشتن و تمیز این یکی از آن یکی است، وسیله جدا کردن موجود زنده از موجود بیجان، و این در حالی است که وقتی صحبت از کمیت می کنیم، مختصات زمانی و مکانی را در نظر می گیریم، مثل اندازه، حجم و... »(ج5 ص22).

با توجه به این معنی با یک سوال کلی روبرو می شویم؛ به لحاظ کیفی تفاوت اعضای یکانها در سال 1391 با اعضای یکان ها در سال 1360، بالاتر یا پایین تر است؟ در اینجا، سوال بر سر «کمیّت» نیست. کیفیت منظور است. به لحاظ ایدئولوژیک، به لحاظ باورمندی به سخنان رهبری، به لحاظ رابطه تشکیلاتی، و... آیا روی میلیشای 1360 بیشتر می شد حساب باز کرد، یا اعضای یکانهای نوپای 1391؟ مهم نیست کدام را انتخاب می کنیم، اما مهم است که مشخص کنیم بر مبنای چه فاکت و داده هایی به پاسخ خود رسیده ایم.
هدف از بررسی و بیان این پارامتر، بررسی و محک «کیفیت» ها در راستای «تنزل» «حتی المقدور» «درصد تلفات»، و دوری از «اشتباه محاسبه» است.

ادامه دارد...
علی ناظر
12 آذر 1391
این متن در فورمت پ.د.اف است. لطفا روی لینک زیر کلیک کنید.

 







[Posted comments1]

[Date: 05 Dec 2012]  [Name: ایران شاهمیرانی]  [  ]  
آقای ناظر. میخواستم بپرسم حق شما برای بزیرسوال بردن مسعود رجوی بعنوان رهبر مجاهدین و ارائه طریق و... از کجا زائیده میشود؟ از آسمان ویا زمین؟ اگر از آسمان ناشی میشود که در ردیف انبیاء!و اولیاء میباشید وهرجی نیست. اما اگر منشاء این حق که برای خود قائل هستید از زمین ناشی میشود می بایستی حق شما در حد اقل دارای ارزش مادی وعینی برابر موضوع و مقوله و پدیده ای باشد که مورد قضاوت ونظرشماقرار می گیرد که اصطلاحا بدان صلاحیت می گویند. برای مثال زمانی من وشما حق داریم راجع به خواص پیاز حرف بزنیم واین خواص را مثبت ومنفی کنیم که یا خود ما تجربه مادی وعینی از پیاز داشته باشیم ویا اثرات پیاز را بردیگرانی مشاهده کرده باشیم که پیاز را تجربه مادی کرده باشند وگرنه منشاء حق ما ذهنیت ماست که این ذهن از داده های بیرونی ساخته نشده وقائم به ذات خود است. حال شمااگر بجای پیاز اشغال گران اسلامی حاکم برایران را بگذارید باز هم زمانی حق ما برای نظر وقضاوت و...دارای منشاء وارزش مادی است که یا اشغالگران را ولو در زندگی روز مره تجربه مادی وعینی کرده باشیم ویااعمال این قوم را با اعمال حاکمیتهای دیگری چه در ایران وچه در نقاط دیگر جهان مقایسه وسپس به قضاوت بنشینیم که در هر دو حال منشاء حق مامادی ودارای ارزش مادی است. بنابراین زمانی شما حق نظر وقضاوت وسوال و...راجع به رهبری مجاهدین را دارید که یا خود درجایگاه رهبری یک تشکیلات درمختصات قد وقواره مجاهدین بوده ویا باشید ویا تشکیلات دیگری موازی با مجاهدین در صحنه عینی ونه اینترنتی در حال مبارزه بااشغال گران اسلامی حاکم بر ایران وجود داشته باشد که حق سوال، نظر، قضاوت و..را بشما بدهد بنابر این همانطور که ملاحظه میفرمائید حق شما نه زاده تجربه مادی وعینی شما از رهبری یک تشکیلات بیرون آمده است ونه از قیاس مجاهدین با تشکیلات دیگری و صرفا این خود شما هستید که صلاحیت ومشروعیت حق خود وقضاوت خود را مهرمیزنید. طبعا زمانیکه حق شما از نا حق بیرون آمده حاصل ومیوه سوال ،قضاوت و...هرچه که از این ناحق زاده میشود یکراست بطورقانون مند بر ناحق دیگری که رو در روی مجاهدین است می افزاید. امیدوارم حرف مرا بر این حمل نکنید که من مجاهدین را بخاطررودر روئی با اشغالگران حق مطلق گرفته ام.منظور اینکه وقتی شما در دنیای عینی با اشغالگران اسلامی در حال مبارزه نمی باشید فاقد حد اقل حق و صلاحیت برای ارائه طریق ونصحیت وبزیرسوال بردن کسی هستید که در حال مبارزه است چه رسد به ارائه طریق و اندرز و... به کسی که حق وصلاحیت رهبری او حداقل از طرف سه هزارو اندی مبارزه تائید شده است واین چنین است که بی تجربگی شما سبب ندیدن جوانب مختلف نقد ناحق شما میشود و برنده این گونه نقد نا حق کسی بجزاشغالگران اسلامی نمیباشد. با پوزش از گستاخی این ناچیز.   



Iran's Crises  1998 - 2007   ©